ده ماهگی
آقای شاعر میفرمایند: "بسیار سفر باید تا پخته شود خامی"
الان که دهمین ماه از زندگی ام رو پشت سر گذاشتم و وارد ماه یازدهم شدم با این همه سفر دیگه از مرز پخته شدن هم گذشتم و کم کم داره بوی سوختگیم به مشام میرسه.
تقریبا تمام ده ماهگی رو در سفر بودم و انشااله فردا برمیگردیم ایران.
توی این ماه دست زدن و بای بای کردن رو یاد گرفتم.
وقتی یکی بهم میگه کله بزن منم محکم سرم رو میزنم به سرش و از این کار خوشم میاد.
از روز یکشنبه 18 تیر کلمه "به به" رو تکرار میکنم و از روز یکشنبه 25 تیر کلمه "ماما".
موقع ایستادن تسلط دارم و چند ثانیه ای هم بدون کمک می ایستم.
5 تا مروارید دارم سه تا بالا و دو تا پایین.
تاب بازی خیلی دوست دارم.
عاشق حیوانات هستم و از دیدنشون حسابی هیجان زده میشم.
تنها جایی که میشینم و یک میلیمتر هم جا به جا نمیشم و از جام تکون نمیخورم روی چمنهاست.


گفتم که عاشق تاب بازی هستم.


ده ماهگی
